|
عشق وقتيه که مادر بزرگ من آرتروز گرفته، نمي تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه. پدر بزرگم اين کار رو براش ميکنه ، حتي حالا که دستاش آرتروز گرفتن .
عشق وقتيه که شما واسه غذا خوردن ميري بيرون و بيشتر چيبس خودتون رو ميديد به دوستتون بدون اينکه از اون انتظار داشته باشيد که کمي از غذاي خودشو به شما بده.
عشق وقتيه که مامان براي بابا قهوه درست ميکنه قبل از اينکه بده به بابا امتحانش ميکنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
عشق وقتيه که خواهر بزرگترم تمام لباسهاي خودشو ميده به من و خودش مجبور ميشه بره بيرون تا لباس جديد بگيره.
عشق وقتيه که مامان بهترين تيکه مرغ رو ميده به بابا.
.....................................................
منبع:
عزيزآقا
فرستنده:
مدير سايت |