|
Azizestan.com
|
|
مشاهده موضوعات هفتگي |
|
بنام او كه مهر را آفريد و مهر جويي را ... |
|
22 اسفند 1386
بسم الله الرحمن الرحيم بنام او كه مهر را آفريد و مهر جويي را . من از سرزمينی براي شما پيام ميگذارم كه بسيار از شهر شما دور است و نا كجا آبادي است بنام عزيزستان در آن مدينه فاضله هر گز هنر و هنرمند اينگونه نيست و اينگونه به او و هنرش ستم روا نمي شود . در سرزمين من هنر مندان، ميگويند آنچه را كه مرحمي بر دل درد مندان و راه گشايي بر مسائل آن ها است، در سر زمين من اگر دردي گفته ميشود درمان آن نيز بيان ميشود سرزمين من جایي است كه آنچه را كه همه مي دانند بر مناره هاي عشق جار نمي زنند و اميد را به نا اميدي بدل نمي كنند . و بدون اجازه و سارقانه فيلم را كپي نمي كنند ، در سر زمين من اگر كسي بخواهد چيزي بگويد كه ديگران آن را بشنوند به گونه اي مي گويد كه مرز داران كلام نتوانند بر آن خرده بگيرند ، و به شيوه اي عرضه کلام در پوشش هنر ميکنند تا عاقلان بفهمند و عوام انديشه كنند و كودكان شاد شوند . شايد هنوز در سرزمين شما اينگونه فيلم ها كم ساخته مي شود و كمتر كساني هستند كه اينگونه بتوانند فيلم بسازند و دايره افكار و زندگيشان را خيلي بزرگتر از بزرگترين دوايري كه آدم هایي كه فكر ميكنند بزرگ مي انديشند رسم کرده اند . دوست مي داشتم اين اثر آقاي مهر جويي به گونه اي به زيور نور،رنگ ،صدا و احساس در مي آمد كه آن را بر پرده سينما ببينم و اينقدر مصيبت زده نشود ، شايد من هنوز آنقدر بزرگ نشده ام كه خيلي چيز ها را بفهمم ولي از دست اندر كاران اين فيلم مي پرسم اگر شما يك مجتمع مسكوني كوچك را اداره ميكرديد اجازه مي داديد چنين مفاهيمي كه با شما ضديت دارد در آن مجتمع پخش شود . ندادن مجوز پخش به اين فيلم و يا چنين فيلم هایي در هر جاي ديگر هم به شرط عقل غير ممكن بود و از ذهن به دور است ، با دور انديشي كه از كار گرداني با چنين تجربه اي سراغ ميرود كه بخواهد فيلمش به نمايش عمومي برسد و اينگونه فيلم بسازد . مگر اينکه تصور کنيم اين اثر به نيت آخرين تير ترکش پير پهلواني است که مي خواسته آنچه را که ديگران نتوانسته و يا نادانسته نگفته اند بگويد . شايد در شهر شما بهتر باشد چنين فيلم سازان فهيم و با تجربه فيلم هاي مخصوص سران و مسئولين بسازند و سعي کنند در كوران بي توجهي هاي كه به سبب مشغوليت هاي گوناگوني كه آنها دارند و باعث مي شود از برخي مسائل مهم غافل بمانند حقايق را نشان دهند و متوجه راه چاره سازند ، چه خوب مي شود كه اينگونه شود . در نهايت، سرنوشت اين فيلم آنگونه شد كه نه اين مي خواست ونه آن، هم ديده شد و هم ديده نشد و آنگونه كه بايد نديدند و آنگونه كه نبايد ديدند . انها که نبايد ديدند و آنها که بايد نديدند . نمي دانم آنچه كه نوشتم انتقاد بود ، نقد بود يا گلايه هرچه بود دوست دارم آقاي مهر جويي بخوانند و اگر قابل بودم نظرشان را برايم بگويند كه بهره مندشوم . مهربان باشيد عزيزآقا
|
|