Azizestan

>> ورود اعضا

صفحه اول  -  درباره ما  -  نظرات و پيشنهادات

پيام هاي تبريك  -  قصه ها  -  اخبار نظرسنجي  -  عكس ها  -  موضوع هفته  -  سايت ها

Azizestan.com

ورود اعضا

پست الكترونيك:

كلمه عبور:

عصو جديد هستيد؟

 

مشاهده موضوعات هفتگي

شما هم مي توانيد براي ديگران معجزه کنيد

12 بهمن 1387

معجزه
كاترين هشت ساله بود..شبي در اتاق آرام خوابيده بود که از صحبت هاي پدرو مادرش فهميد که برادر کوچکش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي آن ندارند.
پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينه جراحي پر خرج برادرش را بپردازد.
كاترين شنيد که پدر آهسته و گريان به مادر گفت فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد؛
كاترين با ناراحتي بلند شد و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست.
سکه ها را روي تخت ريخت و آنها رو شمرد .....

فقط پنج دلار.....

بعد آهسته از در عقبي خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش به مشتريان گرم بود .بالاخره كاترين حوصله اش سر رفت و سکه ها را محکم روی شيشه پيشخوان ريخت.

داروساز جا خورد و با تعجب گفت : چه ميخواهي؟!!
دخترک با نگراني جواب داد : برادرم خيلي مریضه مي خوام براش معجزه بخرم قيمتش چقدره ؟؟؟؟
دارو ساز با تعجب پرسيد: چي بخري عزيزم!!؟
دخترک توضيح داد: برادر کوچکم چيزي در سرش رفته و بابام ميگه:

"فقط معجزه ميتونه اون رو از مرگ نجات بده" من هم مي خواهم معجزه بخرم...

قيمتش چقدره ؟
داروساز گفت:متاسفم دخترم ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم..!!!!
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلي مريضه و بابام پول نداره
و همه پول من همينه.... من... از کـــــجــا مي توانم معجزه بخرم؟؟؟؟
مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبی داشت از دخترک پرسيد:

دخترم چقدر پول داري؟

دخترک پولها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندي زد وگفت:

آه چه جالب!!!
فکر ميکنم اين پول براي خريد معجزه کافي باشه.بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت : من ميخوام برادر و پدر و مادرت را ببينم فکر ميکنم معجزه برادرت پيش من باشه.

آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود .
فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
پس از جراحي پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعي بود،

مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟

دکتر لبخندي زد و گفت:..... فقط پنج دلار.....

Azizestan

[صفحه اول]    [درباره ما]    [پيام هاي تبريك]    [قصه ها]    [اخبار]    [نظرسنجي]    [نظرات و پيشنهادات]    [موضوع هفته]    [سايت ها]